دیوار

نوشته شده توسط :متین مونتی
سه شنبه 11 بهمن 1390-01:28 ق.ظ


خیلی وقته كه نتونستم بیام اینجا تا خبری از شماها بگیرم یا خبری از خودم بدم. البته، هر فرصتی كه بدست اوردم رو استفاده كردم كه یا تو فیس بوك، یا مسنجر خبری بگیرم. سال آخر و بقول ایرانی ها كنكور و ایناست دیگه. البته تازگیا به این مسئله پی بردم كه احساس خیلی خوبی داره كه افكارم رو اینجا تخلیه كنم. در نتیجه آپهای زیاد، اما كوتاهی قراره بیان و برن.


كلا سال خیلی عجیبیه. چندروز پیشا كه وبلاگ شهرام(جیمز) رو میخوندم یاد خودم افتادم. گفته بود كه آینده سیاهه. نه سیاه به معنی تاریك، بلكه به معنی ناشناخته. اوضاع من هم همینطور شده. با این كه همه چیز خوب و یا حتی عالی بنظر میاد، اما هیچ چیزیش معلوم نیست. حتی چیزهایی كه تا چندسال پیشها خیلی روشون حساب میكردم هم الان نامعلوم و گنگ شدن. تردید مثل یك موش میمونه كه وقتی توی یك دیوار راه پیدا میكنه، اندك اندك دیوار رو سوراخ میكنه. با روزنه های كوچیكی كه در دل دیوار بوجود میاره، میتونه دیوار محكم رو آروم آروم خرد كنه. البته، دیواری كه توی خودش روزنه نداشته باشه دیوار نیست، باد هواست. اگر آدم تو كاراش تردید نكنه، یعنی غرور. غرور زیادی هم یعنی ویرونی.

هنر یعنی این كه مرز بین غرور ویرانگر و شك ویرانگر رو پیدا كرد. اون جایی كه این دو هم تراز هم باشن،جایی كه اول از خودت بپرسی:'آیا كارم درسته؟' و بعدش، بعد از درنظر گرفتن مسائل یا علی بگی و انجامش بدی.

فعلا همینا تو سرم مونده بودن. بریم كه بعدا آپ بعدی رو داشته باشیم.

پی نوشت: من هم هستم، میگذره.
پی نوشت دویم: ١٩ شهریور یك كامنت گذاشتی. بدون كه اینجا هم یكی هست این ور دنیا كه خیلی بیشتر از اسمت یادشه رفیق. نمیتونم بگم هر روز، ولی هر دو سه روز یادی ازت میكنم عزیز. لب پاییز رو نبوسی، نشه پرپر شی عزیزم، مهربون گلم نپوسی.
پینوشت سیوم: سایه لرد مستدام.
پینوشت چهارم:آن کهنه درختم که تنم زخمی برف است، حیثیت این باغ منم ، خار و خسی نیست


سلامک

نوشته شده توسط :متین مونتی
جمعه 19 فروردین 1390-06:50 ب.ظ

سلام و درود

خداروشکر سال جدید هم اومد، چند هفته ازش هم گذشت و ما هنوز استوار و پا برجا دنبال این زندگی میدویم بلکه به آخرش برسیم. جای شما خالی، ما بلطف این غربی های غرب زده اصلا نفهمیدیم کی نوروز شد و کی سال نو اومد.یعنی فهمیدیم، ولی حال هوای نوروز و عید دیدنی و آجیل و عیدی نبود. نه عمو نوروزی رد شد و نه حاجی فیروز به خودش زحمت داد بدیدن ما بیاد.اما سال خوب شروع شد. نوری از اون دور دورا چشمک میزنه و کلی وعده های خوب میده.انشالله سال شما هم نورانی بشه.

اصولا صحبت کردن در مورد گذشته زیاد معنی نداره. بهتره بجای حرف زدن، از گذشته درس گرفت. سال گذشته ما بزرگترین اشتباه زندگیمونو انجام دادیم وبه ریش خودمونو اعتقاداتمونو و کلا همه چیز خندیدیم.فجیییح اشتباه کردیم. دوروز بعد دست از پا دراز تر با کلی پشیمونی تصمیم کبری گرفتیم که دیگه از این اشتباهات نکنیم.تا الان هم نکردیم و نخواهیم کرد.درس گرفتیم.امیدوارم همه بتونیم امسال رو بدون تکرار اشتباهات سالهای قبل تموم کنیم و " وَ هُوَ الَّذِى یَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ وَ یَعْفُواْ عَنِ السَّیَِّاتِ وَ یَعْلَمُ مَا تَفْعَلُون"

(و اوست كسى كه از بندگانش توبه می ‏پذیرد و از گناهان در می ‏گذرد و آنچه را كه می ‏كنید، می داند.) بر همه ی ماها صدق کنه و بخشیده بشیم.

سال پیش کلی کار ریختم رو سر خودم.برای همین نتونستم با خیلیها اون طوری که دوست داشتم  در ارتباط باشم،متاسفانه.دلم برای خیلی هاشون،خیلی هاتون تنگ شده.امسال سعی میکنم برای خودم جبران کنم.

چیز زیادی به فکرم نرسید که بگم،ولی گفتم اگه چیزی نگم هم نمیشه.

آرزوی بهترینها،

موفق باشید.



پرنده های قفسی

نوشته شده توسط :متین مونتی
چهارشنبه 10 شهریور 1389-11:06 ب.ظ


پرنده های قفسی عادت دارن به بیکسی
عمرشون بی هم نفس کز میکنن کنج قفس

نمیدونن سفر چیه 
عاشق دربه در کیه
هر کی بریزه شادونه فکر میکنن خداشونه
یه عمره بی حبیبن 
با آسمون غریبن
این همه نعمت اما همیشه بی نصیبن 

چمیدونن به چی میگن ستاره
چمیدونن دنیا کیا بهاره 
چمیدونن عاشق میشه چه آسون پرنده زیر بارون
تو آسمون ندیدن خورشید چه نوری داره 
چشمه ی کوه مشرق چه راه دوری داره

قفس به این بزرگی کاشکی پرنده بودم
مهم نبود پریدن ولی برنده بودم
فرقی نداره وقتی ندونی و نبینی
غصت میگیره وقتی میدونی و میبینی
غصت میگیره وقتی میدونی و میبینی

چمیدونن به چی میگن ستاره
چمیدونن دنیا کیا بهاره
چمیدونن عاشق میشه چه آسون پرنده زیر بارون

پرنده های قفسی عادت دارن به بیکسی
عمرشون بی هم نفس کز میکنن کنج قفس

نمیدونن سفر چیه 
عاشق دربه در کیه
هر کی بریزه شادونه فکر میکنن خداشونه
یه عمره بی حبیبن 
با آسمون غریبن
این همه نعمت اما همیشه بی نصیبن 


چمیدونن به چی میگن ستاره
چمیدونن دنیا کیا بهاره
چمیدونن عاشق میشه چه آسون پرنده زیر بارون

پی نوشت:همینه...یکم هم با اینطوری شدیم.چیزیه؟

پی نوشت دو:از قمیشی



تولدی دوباره

نوشته شده توسط :متین مونتی
جمعه 5 شهریور 1389-11:02 ب.ظ

خب. ما هم بعد از کلی وقت  تصمیم به اسباب کشی از بلاگفا رو گرفتیم و کوله بارمونو انداختیم تو میهن بلاگ.البته اسممون رو هم رفتیم ثبت احوال و بعد از کلی دردسر عوضش کردیم.شدیم یک پنجره که به دنیای آرامش و دوستی بازه.یک پنجره باز. از همین الان آپهای بسیار زیبا و خوش خوشگل رو بهتون قول میدم، فعلا این ایده مهران رو داشته باشین تا آپهای بعدی:

Top 15

1- گلهای پونه-قمیشی

2-بی تو-قمیشی

3- الکی-قمیشی

4-عطر تو-ابی

5-پرنده مهاجر-قمیشی

6-با من باش-قمیشی

7- دنیای این روزای من-داریوش

8-بازیگر- قمیشی

9-ColdPlay-Clocks

10-usher-omg

11-Kanye West-Good morning

12- هر آهنگی از هیچکس

13-eminem-Not Afraid

14-تو بارون

15-پاییز-قمیشی

 

قمیشیاش کمن یعنی؟

 

خوش باشین و رستگار...همانا!





The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox